Yahoo Online Status Indicator
ارتباط با من
انجمن سایت
دنياي ما دانشجوهاي دانشكده حسابداري دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب ... ســاده بيــــــــــا
 
صفحه
1 2 3 4 5 6 »
من کی ام ؟

 

...**((محمــد حسين احمـــدي))**... 23 ساله(متاهل) بچه نارمك دانشجوی ترم 9 رشته حسابداری دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران جنوب دوستدار دانشجوهای باحال ايروني

نگارنده
(118) محمد حسین احمدی
لینکدونی
قالب رایگان
ياهو
گوگل
خنده
گل راه
شگفت انگيز ترين سايت
تهران يوني
نظر شما چیه؟
نظرتون راجع به اين وبلاگ چيه ؟
عاليه
خوبه
بدک نيست خوشم اومد
اصلا به دردم نخورد
جستجو

لوگوی سایتم
 


عکس منتخب وبلاگ


 
 
ساعت
 
شب نامه

:نام 
:ایمیل 

اضافه حذف

یکشنبه، 6 آذر هزار و سیصد و نود


i will comeback after finishing my Edjucation in university

 

Now, my statuse in university is not very good , it's very hard for me 

because i should work and study togather 


جام جهانی 2012

سه شنبه، 15 شهریور هزار و سیصد و نود



سوالات حرص درآر

جمعه، 31 تیر هزار و سیصد و نود


رفتم سم بخرم واسه سوسك، یارو میگه میخواین سریع بمیره؟!
میگم نه میخوام شكنجش كنم ازش اعتراف بگیرم!!!
*
دم دستشویی عمومی واستادم تا نفر قبلی بیاد بیرون،
اومده بیرون، میبینه دارم پیچ و تاب میخورم میگه دستشویی داری؟؟
میگم نهدارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی میکنم!
*
رفتیم رستوران، میگم 2تا جوجه لطفا. میگه جوجه کباب؟
میگم نه ازین جوجه رنگیا، یه قرمز بدین یه سبز
*
به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر. میگه گرفتم وصل کنم؟
میگم نه فوت کن، قطع کن
*
زنگ زدم 115، میگه آمبولانس میخواین قربان؟
میگم نه یه پلیس 110 میخوام، بقیش هم آدامس بدین!
*
به مامانم میگم من میرم کارواش، میگه ماشینم میبری؟
میگم نه دارم میرم اونجا دوش بگیرم
*
یارو اومده می‌بینه همكارم توی اتاق نیست. باز می‌پرسه خانم فلانی نیست؟
میگم نه هستن. افتادن پشت اون كمد. با خط‌كش بزن در بیاد
*
مگس کش دستمه. مامانم میگه میخوای مگسا رو بکشی؟
میگم نه میخوام رهبری ارکسترشون رو بکنم سمفونی بتهوون بزنن
*
حواسم نبود با صورت رفتم تو در. یارو میگه ندیدیش؟
میگم نه من داركوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز كنم برم تو
*
رفتم دکتر میگم: دو روزه بدنم خیلی درد میکنه! بعد از 10 دقیقه معاینه میگه: میخوای واست دارو بنویسم؟!
میگم نه میخوای واسم دعا بنویس تا خوب بشم!!!
*
حدود ۳ صبح بود رفتم سر یخچال پارچ آب رو برداشتم آب بخورم.
بابام بلند شده میگه می‌خوای آب بخوری ؟
میگم نه تو خواب یادم افتاد به گلا آب ندادم می‌خوام بهشون آب بدم
*
سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید. میگه پیاده میشی؟
میگم نه میخوام باد لاستیکا رو چک کنم...!
*
با گل رفتم بیمارستان. نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین؟
میگم نه اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات...
*
رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر. یارو گفت : راحت باشه؟
میگم نه خار داشته باشه.
*
دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم به مامانم میگم دستمال بیخودی داری؟
میگه میخوای موتورتو تمیز کنی؟
میگم نه میخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردی برقصم
*
یه طوطی گرفتم. فامیلمون اومده میگه طوطیه؟
میگم نه یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم
*
داشتم تلویزیون میدیدم.
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بهد به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
میگم نه داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!
*
رفتم واسه استخدام. یارو میگه اومدی واسه استخدام؟
میگم نه اومدم ببینم کی استخدام می شه ازش شیرینی بگیرم!
*
دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم.
میگه شما سوال داری؟
میگم نه خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگیری ...
*
رفتم پیژامه رو از کمد برداشتم پوشیدم. بابام میگه از تو کمد برداشتی؟
میگم نه گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم
*
به رفیقم میگم شارژر سوزنی داری؟ میگه می خوای موبایلتو شارژ کنی؟
میگم نه می خوام دگمه لباسمو باش بدوزم!
*
به رفیقم میگم چه خوب می‌شه اگه جور شه واسه جامِ جهانی‌ بتونیم بریم برزیل، میگه بریم بازیها رو ببینیم؟!
میگم نه دیوید ویا داره خداحافظی می‌کنه، اسپانیا مهاجمِ خوب می‌خواد...!!!
*
میگم آقا شهید همّت کجاس؟ میگه بزرگراه شهید همّت؟
میگم نه می‌خواستم خودشو پیدا کنم یه خانواده‌ای رو از نگرانی در بیارم!!!
*
به استاد میگم لطفا كمكم كنید دارم مشروط میشم. میگه نمره میخوای؟
میگم نه نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاكی كه باید بریزم تو سرم میخوام!
*
مراقب جلسه کارت دانشجوییمو گرفته عکسمو دیده می گه خودتی؟
میگم نه عکس رضاخان رو گذاشتم جولو چشمام باشه
*
دوستم پاش تو گچه، یارو میگه شکسته؟
میگم نه پاشو گچ کرده که از شهرداری عوارض نوسازی بگیره
*
به استاد میگم امتحان میان ترم رو بندازید عقب، میگه یعنی یه روز دیگه؟
میگم نه ساعت 23:59:59 ثانیه امشب!!!
*
میگه دگرگونی یعنی همون تغییرکردن و متغیر شدن؟
میگم نه یعنی این گونی نه، یک گونی دیگه!
*
دوستم دماغشو عمل کرده، یارو بهم میگه دوستت بینی عمل کرده؟
میگم نه داشته مترو سوار میشده لای در گیــــــرکرده!
*
دارم حرف میزنم هی زبونم میگیره، بابام میگه:چته زبونت بند اومده؟
میگم نه میخوام حرف بزنم اینجا بد آنتن میده!!!
*
دم کوه زنگ زدم به دوست دانشگام میگم بجنب بچه ها همه جمع شدند منتظر توایم!
میگه بچه های خودمون؟
میگم نه بچه های شیرخوارگاه آمنه رو میگم که منتظرند بیای ژانگولر بازی از خودت درآری بخندند
*
تو یه ساختمون نیمه کاره با کلاه ایمنی وایسادم
کارگره میگه مهندس کلاه گذاشتی آجر تو سرت نخوره؟
میگم نه میخوام آقای ایمنی بیاد با هم کلیپ انیمیشن بازی کنیم
*
در آسانسورو باز کرده کوبونده تو سر من از درد اشکم در اومده میگه آخی دردت اومد؟؟
میگم نه دیدم شب جمعه اس به یاد مرده هامون افتادم یه دیده ای تر کردم!!!
*
می خواستم به یکی از دوستام زنگ بزنم شمارشو یادم نمیومد به گوشی نیگا می کردم شاید یادم بیاد. بعد خواهرم اومده میگه می خوای زنگ بزنی؟
میگم نه با تلفن مسابقه زل زدن گذاشتیم ببینیم کی کم میاره!
*
نصف صورتم ورم کرده رفتم دکتر، دکتره می گه آبسه کرده؟
میگم نه باده اون ور صورتم خوابیده!!!
*
اومدم به بابام میگم بابا پول بده، میگه مگه پولات تموم شده؟
میگم نه با اون یه ذره پول تو جیبی رفتم یه بنز خریدم، بقیشم گذاشتم بانک!
*
یارو عکسمو دیده میگه:اااا دماغ خودته این؟
میگم نه دماغ اجدادمه که بینی به بینی، نسل به نسل منتقل شده الان رسیده به من
*
با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟
میگم نه دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم
*
تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه آدم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟
میگم نه دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زودتر از موقع نمرده باشه
*
زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای‌ بیایی تو ؟
میگم نه می‌خوام ببینم اف ف سالمه یا نه
*
صبح رفتم کنکور بدم. مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟
میگم نه اومدم اینجا برم دستشویی
*
ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده، واستادم دم جاده یکی 2 لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بغل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟
میگم نه می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم


پیغام گیر تلفن شاعران ایرانی

چهارشنبه، 29 تیر هزار و سیصد و نود




حافظ
رفته ام بيرون من از كاشانه ي خود غم مخور
تا مگر بينم رخ جانانه ي خود غم مخور
بشنوي پاسخ ز حافظ گر كه بگذاري پيام
زان زمان كو بازگردم خانه ي خود غم مخور

سعدي
از آواي دل انگيز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پيغام تو خواهم گفت پاسخ
فلك گر فرصتي دادي به دستم

فردوسي
نمي باشم امروز اندر سراي
كه رسم ادب را بيارم به جاي
به پيغامت اي دوست گويم جواب
چو فردا بر آيد بلند آفتاب

خيام
اين چرخ فلك ، عمر مرا داد به باد
ممنون توام كه كرده اي از من ياد
رفتم سر كوچه ، منزل باده فروش
آيم چو به خانه پاسخت خواهم داد

منوچهري
از شرم ، به رنگ باده باشد رويم
در خانه نباشم كه سلامي گويم
بگذاري اگر پيام ، پاسخ دهمت
زان پيش كه همچو برف گردد رويم

مولانا
بهر سماع از خانه ام ، رفتم برون ، رقصان شوم
شوري برانگيزم به پا ، خندان شوم ، شادان شوم
برگو به من پيغام خود ، هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم ، جان تو را قربان شوم

بابا طاهر
تليفون كرده اي جونوم فدايت
الهي مو به قربون صدايت
چو از صحرا بيايوم ، نازنينوم
فرستوم پاسخي از دل برايت


آیا میدانستید 2

چهارشنبه، 29 تیر هزار و سیصد و نود


آیا میدانستید که جمعیت میمون های هند بالغ بر ۵۰ میلیون می باشد ؟
آیا میدانستید که تعداد چشمان عقربها به ۱۲ عدد میرسد ؟
آیا میدانستید که اثر سیب در بیـدار نـگـهـداشتن افـراد در شـب بـیشـتر از قـهــوه و کافئین است ؟
آیا میدانستید که فاصله سطح کره زمـیـن تـا مـرکز آن حدود ۶۳۷۰ کیلومتر است ؟
آیا میدانستید که اغلب ماتیکها حاوی فلسهای ماهی میباشند ؟
آیا میدانستید که دارچین بسیار کشنده است و اگر به صورت وریدی به انسان تزریق شود باعث مرگ میشود ؟
آیا میدانستید که فقط یک نفر از ۱ میلیارد نفر بیش از ۱۱۶ سال عمر می‌کند ؟
آیا میدانستید که عمومی ترین نام در دنیا محمد است ؟
آیا میدانستید که بلندترین زن دنیا ۲۳۶ سانتی متر قد دارد ؟
آیا میدانستید که در دنیا از هر ۵ نفر ۴ نفر موهایش تیره میباشد ؟
آیا میدانستید که خرس کوالا هرگز آب نمی‌نوشد و آب مورد نیاز خود را با خوردن برگ گیاهان تامین می‌کند ؟
آیا میدانستید که دریاچه بایکال کهنسالترین دریاچه دنیا است، قدمت آن به ۷۰ میلیون سال میرسد ؟
آیا میدانستید که اسکیمو‌ها هم از یخچال استفاده می‌کنند، منتها برای محافظت غذا در مقابل یخ زدن ؟


آیا میدانستید ؟

چهارشنبه، 29 تیر هزار و سیصد و نود


آیا میدانستید که در تایوان بشقاب‌های گندمی درست می‌شود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم می‌خورند ؟
آیا میدانستید که دلفین‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب یک چشمشان را باز می‌گذارند ؟
آیا میدانستید که حرف E بیشتر از تمام حروف انگلیسی، در کلمات بکار می‌رود در حالیکه حرف Q کمترین کاربرد را دارد ؟
آیا میدانستید که یک گالن روغن سوخته، می‌تواند تقریبا یک میلیون گالن آب تمیز را آلوده کند ؟
آیا میدانستید که داغ ترین نقطه کره زمین در "دالول" اتیوپی است. در این منطقه در یک روز عادی دمای هوا در سایه به ۹۴ درجه فارنهایت می رسد ؟
آیا میدانستید که نظیر اثر انگشت اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است ؟
آیا میدانستید که حس بویای مورچه برابر با حس بویای سگ است ؟
آیا میدانستید که اعصابی که در بدن شما وجود دارد به اندازه فاصه زمین تا ماه است ؟
آیا میدانستید که در انگلیس قدیم قانون بود که شما نباید همسرتان رابا چیزی ضخیمتر از شصتتان بزنید ؟
آیا میدانستید که کتاب رکودهای گینس، رکورددار دزدیده شدن از کتابخانه های عمومی می باشد ؟
آیا میدانستید که وقتی به خورشید نگاه میکنید صحنه ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده میکنید ؟
آیا میدانستید که دوئل در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن بگیرند ؟
آیا میدانستید که هر بار که یک تمبر را میلیسید ۱۰٫۱ کالری انرژی مصرف می‌کنید ؟
آیا میدانستید که زمین در آغاز پیدایش خود ۲۰۰۰ بار بزرگتر از حجم کنونی خود را داشته است ؟


کاریکلماتور

سه شنبه، 28 تیر هزار و سیصد و نود


خیلی از معتادها تابلو هستند، ولی ارزش هنریشان صفر است
تختخواب دونفره بعد از مدتی صاحب فرزندی به نام گهواره شد.
بعضی ها هندوانه زیر بغلت می گذارند و بعضی ها پوست موز زیر پایت.
بعضی ها به آسمان نگاه می کنند و بعضی ها به دست این و آن.
هر وقت زنگ زدم فلسطین، دیدم اشغال است.
آنهایی که پول ندارند مجبورند حرف مفت گوش کنند.
عده ای قانون را پیاده می کنند که خود سوار شوند.
فقط حرف های استاد ریاضی، حرف حساب بود !
به نظر عشاق، قدرت چشم ها بیشتر از قدرت مغزهاست.
میخ مدعی شد که از من تو سری خورتر وجود ندارد.
بعضی ها تا یک قدمی کار می روند اما سرکار نمی روند.
خیلی از موش ها به گربه ها هم محل هاپو نمی گذارند.
برای تاب دادن سبیلش به شهر بازی رفت.
کشاورز عصبانی بادمجان را زیر چشم می کارد .
شاید کاکتوس مادر زن گل ها باشد.
اگر دلتان« قرص» است ، از« دردسر» نترسید.
وقتی چوب کبریت سرش را خاراند ، آتش گرفت .
گاهی اوقات گونه هایم پیست سرسره بازی اشک هایم می شود.


پیرمرد ...

شنبه، 18 تیر هزار و سیصد و نود


هرگز فراموشت نمیکنم....
.پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین ...تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .

پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشیم جائی از بدنت آسیب دیدگی یا شکستگی نداشته باشه "

پیرمرد غمگین شد، گفت خیلی عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .

پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :

او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد کافی دیر شده نمی خواهم تاخیر من بیشتر شود !

یکی از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .

پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !

پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟

پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است


سوال هاي بي جواب

شنبه، 20 فروردین هزار و سیصد و نود


 

چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟

چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟

چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟

چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟

چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟

چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟

اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟

تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟


خصوصيات دخترا و پسراي ايروني

شنبه، 20 فروردین هزار و سیصد و نود


دخترها نمی‌توانند
۱- با داشتن دماغی تیر کمونی یا عقابی متالیک به جراح مراجه نکنند!
۲- با دیدن یکی خوش تیپ‌تر از خودشون، میگرن نگیرن و از زور ناراحتی غش نکنند!
۳- با داشتن قدی کوتاه کفش پاشنه ۶۰ سانتی نپوشند و احساس قد بلندی نکنند!
۴- روزی ۲۴ ساعت با تلفن حرف نزنند!
۵- روزی ۳۰-۴۰ هزار تومان آت و اشغال نخرند!
۶- از مهمونی و
عروسی و برای هم خالی نبندند و با خالی‌بندی لایه اوزون رو سوراخ نکنند!
۷- با یه دماغ عمل کرده احساس خوشگلی نکنند و فکر نکنند که مادر زادی همینجوری بودن!
۸- مطالب چرت و پرت این قسمت رو بخونند و از عصبانیت سکته نکنند!

پسرها نمی‌توانند
۱- با داشتن هیکلی ضایع تیشرت تنگ نپوشند و فیگور نگیرند!
۲- از کلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تیغه نکنند و after shave نزنند!
۳- پس از یافتن اولین مو در پشت لب احساس مردانگی نکنند و به فکر
ازدواج نیفتند!
۴- در میهمانیها و محافل خانوادگی احساس بامزگی نکنند و چرت و پرت نگویند!
۵- ادعای با مرامی و با معرفتی و با وفایی و غیره نکنند!
۶- کت و شلوار صورتی با بلوز زرد نپوشند و
کراوات قهوه‌ای نزنند!
۷- احساس با غیرتی نکنند و راه به راه به آبجی کوچیکه گیر ندهند!
۸- از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینند و پدر ماشین رو در نیارند!
۹- چرت و پرت نگند و از خودشون تعریف نکنند!


خانم ميان سال و فرشته مرگ

شنبه، 20 فروردین هزار و سیصد و نود


 خانم میان سالی سکته قلبی کرد و سریعاً به بیمارستان منتقل شد. وقتی زیر تیغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه کرد. زمانیکه بی هوش بود فرشته ای را دید. از فرشته پرسید: آیا زمان مردنم فرا رسیده است؟ فرشته پاسخ داد: نه، تو ۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز دیگر فرصت خواهی شد. بعد از به هوش آمدن برای بهبود کامل خانم تصمیم گرفت که در بیمارستان باقی بماند. چون به زندگی بیشتر امیدوار بود، چند عمل زیبایی انجام داد. جراحی پلاستیک، لیپساکشن، جراحی بینی، جراحی ابرو و … او حتی رنگ موی خود را تغییر داد. خلاصه از یک خانم میان سال به یک خانم جوان تبدیل شد! بعد از آخرین جراحی او از بیمارستان مرخص شد. وقتی برای عریمت به خانه داشت از خیابان عبور می کرد، با یک آمبولانس تصادف کرد و مرد!!! وقتی با فرشته مرگ روبرو شد بهش گفت: من فکر کردم که گفتی ۴۰ سال و اندی بعد مرگ من فرا می رسه؟ چرا من رو از جلوی آمبولانس نکشیدی کنار؟ چرا من مردم؟




فرشته پاسخ داد؛ ببخشید، وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت!

 

:)


فرهنگ لغت خاله،عمه،دایی،عمو

شنبه، 20 فروردین هزار و سیصد و نود


 

۱- خاله

معنای لغوی : خواهر مادر

معنای استعاره ای : هر زنی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد .

نقش سمبلیک : یک خانم مهربان و دوست داشتنی که خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد .

غذای مورد علاقه : آش کشک.
ضرب المثل : خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو کشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود .

زیر شاخه ها : شوهر خاله: یک مرد مهربان که پیژامه می پوشد و به ادبیات و شکار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران کودکی  که یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یکی دیگه ازدواج می کنید یا   باهاش ازدواج می کنید اما عاشق یکی دیگه هستید .

مشاغل کاذب : خاله زنک بازی، خاله خانباجی .

چهره های معروف : خاله خرسه، خاله سوسکه.

داشتن یک خاله ی مجرد در کودکی از جمله نعمات خداوندی است .


۲- عمه

معنای لغوی : خواهر پدر

معنای استعاره ای : هر زنی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر زنی که مادر چشم دیدنش را نداشته باشد .

نقش سمبلیک : به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل : ۱ – جواب همه ی حرف های بدی که میزنید . مثال :  عمته … ۲ – جواب همه ی محبت هایی که می کنید. مثال: به درد عمه ات می خوره … ۳- توجیه کلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی . ۴ – خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذکر مثال معذوریم …

غذای مورد علاقه : شله زرد، سمنو .

ضرب المثل : ندارد (تخفیف به دلیل   تعدد در   نقش های سمبلیک ).

زیر شاخه ها : شوهر  عمه: یک مرد   پولدار که   سیبیل قیطانی دارد  . پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران کودکی   که در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند .

چهره های معروف :  عمه لیلا .

ترجیع بند : دختر که رسید به بیست، باید به حالش گریست. (شما رو نمی دونم ولی من اینو از عمه ام می شنوم نه از خاله ام !)

داشتن یک عمه که در توصیفات فوق صدق نکند جزو خوش شانسی های زندگی است .

۳ – دایی

معنای لغوی : برادر مادر

معنای استعاره ای : هر   مردی که با   مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر مردی که پتانسیل کتک خوردن توسط پدر را داشته باشد .

نقش سمبلیک : یکی از معدود مردانی که   هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه کرد .

غذای مورد علاقه: فسنجون .

ضرب المثل : عروس را که مادرش تعریف کنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود .

زیر شاخه ها :   زن دایی: یک زن چاق و شاد که خیلی کدبانو است و جلوی مادر قپی می آید .  پسردایی/دختردایی: همبازی دوران کودکی   که در بزرگسالی   مثل یک همرزم ساپورتتان   می کنند .

چهره های معروف :  علی دایی، دایی جان ناپلئون .

ترجیع بند : همه چیز زیر سر این انگلیساست .

سعی کنید حتما حداقل یک دایی داشته باشید .

۴ – عمو

معنای لغوی : برادر پدر

معنای استعاره ای : هر   مردی که با   پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد .

نقش سمبلیک : یکی از مردانی   که شما   همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید   کارتون ببینید  تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یکی از مردانی که مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساکت شده، به فکر فرو می رود .

غذای مورد علاقه : قرمه سبزی، آبگوشت .

ضرب المثل : عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند .

زیر شاخه ها :  زن عمو :  یک   زن خوشگل   که زیاد به شما توجه نمی کند و خودش را برای مادر می گیرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران کودکی  که اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نکنید خطر را از سر گذرانده اید .

مشاغل کاذب : بازی در قصه های ایرانی .

چهره های معروف :  عمو زنجیرباف،  عمو یادگار، عمو پورنگ .

داشتن یک   عمو ی   پولدار خیلی خوب است .

 

به نقل از روز شادی


آرشیو موضوعی
(72) عمومی
(2) تجاری
(6) زیبایی
(12) طنز
(12) تپش قلم
(12) پست های انتقالی
(2) عکس
(0) دانشگاه
صندوقچه دلنوشته ها

وبلاگ رفقا
گالری عکس

تالار گفتمان

رزم سلطان
تهران يوني
عبدحق
آمار سایت


بازدید هاي امروز : 1
بازديد هاي ديروز : 1
بازديد هاي این ماه : 38
كل مطالب : 156
كل بازديد ها : 16622
ايجاد صفحه : 0.140625 سال نوری

 

.
چت باکس  
------------------------
------------------------
------------------------
------------------------
------------------------
 

RSS

 

.
در صورت کپی مطالب ذکر منبع الزامی است.یعنی خداییش اگه کپی کردی اسم وبلاگ منم بده.

از اینکه به وبلاگ من سر زدید ممنونم